از شوكت فرمانرواييها سرم خاليست
منپادشاه كشتگانم كشورم خاليست
چابكسواري نامهاي خونين به دستم داد
با او چه بايد گفت وقتي لشكرم خاليست؟
خون گريه هاي امپراتوري پشيمانم
در آستين توبه جاي خنجرم خالي ست
مكر وليعهدان و نيرنگ وزيران كو؟
تا چند از زهر نديمان ساغرم خاليست؟
اي كاش من سنگي در كنار سنگها بودم!
آوخ! كه من كوهم، ولي دور و برم خاليست
فرمانروايي خانه بر دوشم، محبت كن!
اي مرگ! تابوتي كه با خود ميبرم خاليست
(فاضل نظري)
بسم الله.
قبول! موجهاي كوچكتر از پس موج بزرگ ميآيند. مثل موج بزرگ، يكتا نيستند. زيادند و متكثر. و در رقابت براي رساندن نام و نشان خود به موج بزرگ.
بله! موج كوچكتر اسمش رويش است. كوچكتر است. تازه كمي هم ديرتر رسيده است.
اما موج كوچك اگر نيايد، از موج بزرگ جز تخيل و خاطره چيزي نميماند. اگر نيايد موج بزرگ دستنيافتني و دروغين مينمايد.
حيات و زندگي و آينده موج بزرگ، موج كوچكتر است. اصلا موج بزرگ ميآيد كه در دورهاي بعد حتما موجي كوچكتر او را تكرار كند. موج كوچكتر وقتي ميرسد، ميفهمي كه با يك تاريخ طرف هستي نه يك لحظه.
موج كوچكتر خيلي عزيز است، نبايد او را در مقابل موج بزرگ قرار داد.
موج كوچكتر، عزيزترين كس موج بزرگ است. ما نبايد در اين وسط بيهوده بچرخيم و سخن بپراكنيم!
