ماهوارهای به فضا فرستادیم؛ این یعنی دولتی داریم که توانست 16 سال خرابکاری و حرکت در مسیر خلاف مدلهای انقلاب را جبران کند؛ و بلکه با تلاش گسترده و فضاسازی انبوه و تدابیر کلان و خرد و جهتگیری همسو با منویات رهبری، اوضاع کشور، منطقه و جهان را دگرگون کند.
ما هنوز داریم انقلاب میکنیم. ما هنوز داریم دگرگون میکنیم. ما هنوز داریم به هم میریزیم. ما هنوز داریم برمیاندازیم. ما تازه به بن و پی ساختمان پوشالی ولی بزرگ و سترگ شیطانپرستی و نفسپرستی رسیدهایم. باید صبور باشیم و ضربه بزنیم.
اوضاع جهان را باید دگرگون ساخت. منطقهای دیگر باید ساخت. باید جهان و منطقهای نوترکیب ایجاد شود و مسؤولیت اصلی در این میان، به عهده ماست.
ماهوارهای به فضا فرستادیم؛ یعنی مردمی داریم که حیثیت جمعی ناشناختهای دارند. بیش از آن، حیثیت تاریخی غریبی دارند. در «زمان» نشان میدهند که اصلا قابلیت پیشبینی برای دشمن را ندارند. اما در همان «زمان» نشان میدهند که چه تبعیتی از ولایت و رهبری و نورِ خداپرستی دارند. شک ندارم که اگر به سراغ یکییکیشان بروند، جامعهای مأیوس و ناامید، خسته و رنجیده، عصبی و خشمگین و حتا آماده به عصیان خواهند یافت. اما وقتی دور هم جمع میشوند این مردم و اندکی زمان میگذرد...
ماهوارهای به فضا میفرستند؛ با این همه لطف.چند روز میگذرد که ماهوارهای به فضا فرستادهایم و ماهواره ما در صدر بازدیدشوندگان جهان قرار گرفته است.
ماهوارهای به فضا فرستادیم؛ این یعنی رهبری داریم که آن قدر کارآمد و تواناست که ایران 1378 را که زیرسایه پدرخاتمی نازنین(آو)، در مرز جنگ داخلی و در آستانه بحران عمومی بود، با تدابیر غریبه و ایمان استوار، چنان به ایران 1387 منتقل کرد که هیچکس نمیتواند تصور کند این دو جامعه، نه دو جامعه که دو چهره از یک جامعهاند.
ما هنوز دوران ثبات و تثبیت را طی میکنیم. ما هنوز به شکوفایی نرسیدهایم. ما حتا هنوز قدم در مسیر شکوفایی ننهادهایم. ما هنوز داریم خاکِ دورِ ریشه نهالِ انقلابمان را میکوبیم.
وقتی شروع به شکوفایی میکنیم که هنر ما خود را مستند به انقلاب و اسلام کند. حرکتی که از شعر آغاز گشته، به رمان و نقاشی و تجسمیات و سپس سینما نفوذ کند. و آنگاه پلهپله بالا رویم و شکوفهشکوفه آنچه انقلاب عظیم اسلامی در بطن خود نهان کرده بود را چون هزاران خورشید تابنده بر آسمان برسانیم. آنوقت تازه صدور انقلاب معنی و مقبولیت مییابد.با توجه به تفاوت فرد و جامعه و ویژگیهای حکومت در دوران معاصر، میتوان فهمید که اعمال ولایت در جامعه یک امر جعلی نیست؛ بلکه ولایت، ذاتیِ جامعه است و جامعه بدون ولایت وجود ندارد. یعنی هرگاه جمعی از انسانها در کنار یکدیگر زندگی کنند، حتما به سمت جهتی خاص سرپرستی میشوند؛ فارغ از اینکه جهت مزبور الاهی یا غیرالاهی باشد. در نتیجه ولایت و سرپرستی بر هر جامعهای بار خواهد شد. (اثبات لزوم ولایت)
اما دینی شدن حکومت به این است که تصمیمگیریهای اجتماعی استناد به دین پیدا کند و در زمان غیبت معصوم (ع)، این استناد جز به وسیله فقیه دینشناس امکانپذیر نخواهد بود. البته نوع فقهی که رهبر از آن در این سطح بهره میبرد با فقه موجود متفاوت بوده و میتوان آن را فقه حکومتی نامید.
در ضمن آشنایی غیر فقیه به احکام فقهی مجوزی برای تصدی رهبری توسط او نمیشود؛ زیرا کار ولی امر، نسخه دادن متناسب با شرایط و کاری طبیبانه است. ولی فقیه علاوه بر تسلط بر فقه، توانایی بررسی شرایط زمان و مکان و انطباق حکم با مصادیق را نیز داراست. (اثبات الزام فقاهت)به جوش آمدهست خون درون رگ گیاه
بهار خجسته فال خرامان رسد ز راه
به خویشان
به دوستان
به یاران آشنا
به مردان تیزخشم که پیکار میکنند
به آنان که با قلم نواحی درد را به چشم جهانیان پدیدار میکنند
بهاران خجسته باد
سؤال اول – کسی میداند بزرگترین مشکل کریم آقا بعد از اینکه در میان خرت و پرتهایش سقوط کرد چه بود؟
اخیرا من فهمیدم. واقعا مشکل بزرگی است. چی؟ شما هم میخواهید بفهمید؟ خدا نکند شما هم بفهمید. خدا نصیب گرگ بیابان نکند.
این آت و آشغالها و خرت و پرتهایی که آدم در زندگی دور و بر خودش جمع میکند، چیزهای واقعا بدی است. این را وقتی آدم میفهمد که در میان آنها سقوط کند.
سؤال دوم – چرا وقتی آدم به شدت زمین میخورد، در حالی که روی زمین غلت میخورد، همه آت و آشغالها و خرت و پرتهایی را که دور و بر خودش جمع کرده بود و همه برنامهریزیهایی را که برای آنها و برای خود کرده بود را میبیند که دارند با او روی زمین غلت میخورند، آن هم به صورت صحنهآهسته؟
من به تازگی فهمیدم که جدا همینطور است. وقتی در آواز گنجشکها پاتیل ماهیها از دست بچهها بر زمین ریخت، من فکر میکردم که صحنهآهسته شدن فیلم، تکنیک سینمایی است. اما به تازگی فهمیدم که واقعا در عمل صحنهآهسته است. حتا موزیک هم برای چند ثانیه قطع میشود. چی؟ شما هم میخواهید بفهمید؟ خدا نکند شما هم بفهمید. خدا نصیب گرگ بیابان نکند.
سؤال سوم – وقتی زمین خوردیم باید حواسمان به چه چیز باشد؟
اگر پاتیل ماهی دستمان بود و زمین خوردیم و ماهیها پخش زمین شدند، پس از رفع شوک، باید حواسمان به شاهماهی باشد. او را که بگیریم، انگار اصلا زمین نخوردهایم.ابروانش مثل دو بال پرستو در هم است
این که می آید چرا این قدر ابرودرهم است
گونه های آب دار و زلف در دست نسیم
شاخه های سبز بید و آلبالو در هم است
می وزد بر خاک تشنه٬ مهربان و خشمگین
چشم هایش دسته ای از شیر و آهو در هم است
باد٬ مویش می برد؟ یا گیسوانش باد را؟
آن قدر گیسو و باد و باد و گیسو در هم است
چند نقطه... ناگهان باران تیر و چشم و... آه!
مرد٬ سر آورده پایین٬ تیر و زانو در هم است
شاخه شاخه لاله و یاس و اقاقی بر تنش
زخم تیر و زخم تیغ و زخم چاقو در هم است
مهدی رحیمی
برای بحث در این حوزه و بر مبنای فلسفه نظام ولایت، چند مقدمه لازم است. اول این که روش بحث در اینجا عقلی است و نه روایی. یعنی به جای بیرون کشیدن مفهوم مورد نظر خود از روایاتی که واژه «ولایت» در آنها قید شده، موضوع ولایت را مورد توجه قرار داده و الزامات آنرا بررسی میکنیم.
دوم منظور از ولایت، سرپرستی است. سرپرستی نیز سطحی از مدیریت بر جامعه است که کارآمدی آن، تنظیم جهت و سرعت حرکت جامعه میباشد؛ پس اثبات حق ولایت یعنی اثبات حق تصرف سرپرستانه برای ولی.
و سوم اینکه براساس تفاوت میان فرد و جامعه، تفاوتی نیز میان ولایت فردی و ولایت اجتماعی به وجود میآید که بایستی در تحلیل این مباحث به این اختلاف دقت کرد. ولایت بر فرد، از نوع ولایت بر محجور و ناتوان و ولایت بر جامعه از نوع ولایت بر توانا و عاقل است و موضوع این دو با یکدیگر کاملا متفاوت خواهد بود.
یکی از اقوام بسیار نزدیک ما، لامذهب است. نه تنها لامذهب است، بلکه خیلی هم خوشصحبت است! در واقع در این مملکت گل و بلبلِ جمهوری اسلامی از پیشرفت اسلام در دل جوانان عبرت نگرفته و حتا نماز هم نمیخواند. به پست آخوندهای بد هم نخورده که از دین و دیانت هم زده شده باشد، از بیخ قبول ندارد همه چیز را؛ یعنی فیالواقع هیچچیز را قبول ندارد. نعوذ بالله به ارادت دیگر خویشان به حضرت امام رضا علیه السلام میگفت: خرافات. نمیدانم چرا اینقدر زیاد مذهبی نیست!
البته نمیدانم دلش چرا این قدر صاف است لامسب!! او وقایع را از دور مینگرد، خیلی دورتر از جاهایی که امثال بزرگان اصولگرای ما مینگرند. ولی چون دلش صاف است و مشغولیت جلسهبازیها و مصاحبهها و نطقهای پیش از دستور و اظهارنظرها را نداشته، چون مغروریت دکتراها و تزها و منصبها را نداشته، هنوز دلش پاک و صاف مانده. توفیق ارادت به حضرت امام رضا علیه السلام را به او ندادهاند، اما پاکی دل را به او دادهاند.
به یکی دو اصل اخلاقی معتقد است، ولی عجیب به این یکی دو اصل اخلاقی معتقد است. با خودم میاندیشیدم حتما بارها او را به آنچه برای او معیار است آزمودهاند. اگر همه آنچه به آن درستی و انسانیت میگویند همان یکی دو اصل باشد، او قهرمان درستی و انسانیت است.
سالها پیش که از قصه خوب بودن، تنها قامت بلند سید علی خامنهای بر لوح دل ماها نقش میبست، ارادتی شدید به ایشان داشت. او (این خویشاوند غیراصولگرای ما) مروری بر وقایع سیاسی میکرد، روش خاص خودش را داشت، خیلی روی دادهها و اطلاعات تکیه نمیکرد، خیلی زود به نتیجه میرسید، او میپذیرفت که: آقای خامنهای انسان خوبی است؛ مدیر خوبی هم هست...
بهتازگی میهمان ما بود و سر صحبت به دولت کشید. دولت که نه؛ شخص آقای دکتر احمدینژاد. و باز همان روش ساده ولی بسیار مطمین و مستحکم و مؤید به صفای باطن و باز، ارادتی و ابراز ارادتی: او پذیرفته بود که آقای احمدینژاد انسان خوبی است و مدیر خوبی هم هست.
من آن شب تمام اصولگراها را با همان دستی زمین گذاشتم که این خویشاوندِ غیراصولگرا را از زمین برداشتم...
یادم نرود – واقعا حیف نیست وقتی سخن از پاکی دل و صفای باطن، و نام از امام خامنهای و دکتر احمدینژاد است، حرف و نامی از اصلاحطلبی و اصلاحطلبان به میان بیاید؟ فضا آلوده میشود؛ بگذرم. اصولگرایان که اصولگرایند وضعشان این است. چه برسد به جماعت فاسد و مفسد.
این نکته البته با توجه به ارتباطات میان جوامع در بستر فرآیند جهانیشدن تشدید میشود. زیرا فشار دیگر جوامع برای استفاده از منابع کشور افزایش مییابد و در اینجا مسؤولیت سنگینتری جهت مدیریت امکانات و اعتبارات به دوش حکومت مرکزی میافتد و تامین رفاه و نظم و امنیت به تنهایی پاسخگوی کشور در این شرایط نخواهد بود.
در این نگاه، حکومت دینی معنا یافته و وظیفه آن تکامل پرستش و الاهیتر شدن جامعه تعریف میگردد. در واقع اگر جامعه در عرصه بینالمللی از انزوا خارج شده و قدرتهای جهانی نتوانند بدون همراه کردن جامعه اسلامی حرف خود را در عالم پیش ببرند، نشاندهنده تشخیص حرکت درست توسط حکومت است.
در ادامه ساختارهای سیاسی حکومت اسلامی را مرور خواهیم نمود.دیدگاه نخست: عدهای قایل هستند که وظیفه و رسالت اصلی حکومت ایجاد نظم، رفاه و امنیت است و در باقی مسایل مردم تصمیم میگیرند.
در مورد حکومت دینی از این نگاه، دو گرایش نظریهپردازی میکنند. گرایش اول اصولا قایل به حکومت دینی نیست و معتقد است حکومت باید مانند سایر جوامع به مصالح مردم بپردازد. گرایش دوم حکومت دینی را به حکومت مسلمانان تعریف میکند و معتقد است قید دینی کارکرد جدیدی به حکومت نمیدهد و وظایف او را که همان تامین رفاه و نظم و امنیت است تغییر نمیدهد. اما در نتیجه این عمل، در این جامعه فراغ بیشتری برای عمیقتر شدن رابطه افراد با خداوند حاصل میگردد. به این معنا دین در اداره حکومت نقشی ندارد و تنها انسان حاکمِ مسلمان میسازد. آنگاه هر تصمیمی که این انسان بگیرد، دینی است.
