۷ - اما برنامه چیست؟ صحبت خوب به چه درد او میخورد؟ امتیازجمعکردن کجا به داد اکبر میرسد؟ مگر غایله جمع نشد؟ مگر هنوز ترسی هست؟
بله هست. خریتها و خریتها وخریتهای اصولگرایان و سردمدارانشان در مجلسین هفتم و هشتم، سر ریسمانی را به دست اکبر سپرد که روی مجلس حسابی ویژه باز کند. آنجا که روی مساله قانون و قانونمداری توصیه میکرد، اشاره کرد که البته اشکالهایی را که در قانون هست باید برطرف کرد که اصلاح خواهد شد. حتما مجلس نهم، مجلسی اکبرپسند خواهد بود و تمام این تجمعات حسابشده میلیونی که که در دیده اصولگرایان مانند عقبنشستهای منطقیِ یک شکستخورده مغموم است، در عمل چون شیری خشمناک سر از بیشه سکوت بر خواهد کشید و ما و اصولگرایان را از صرف وقتهای طولانی برای رفع ید از مشایی و مسایلی مانند آن پشیمان خواهد کرد و چرتمان (حداقل) را پاره خواهد کرد.
8 - مجلس نهم، مجلسی اکبرپسند است، مگر آنکه در دو سال باقیمانده، جریان اصولگرایی به نیکویی تصفیه شود. باید خط جدیدی متولد شود که امکان هر سوءاستفادهای را برای امثال لاریجانی و باهنر و توکلی سد کند. باید خط جدیدی متولد شود که تبعیت عملی از منویات رهبر معزز داشته باشد. باید خط جدیدی متولد شود که اصولگرایی کهنه و تهیشده و آلودهشده را به مانند یک پوسته بیارزش به زبالهدان تاریخ سیاسی انقلاب بیندازد؛ و این خط تولید نمیشود مگر با نوعی سرسپردن به ولایتی که هماکنون از جان محمود احمدینژاد بر جان ما جاریست. سرسپردگی شیرینی که حیثیت اجتماعی مردم و ملت ایرانی-اسلامی ما دو دوره است که تجربه کرده و اتفاقا تجربه رضایتمندانه و موفقی نیز بوده است.
۱ – اکبر اسمش بیخودی انتخاب نشده. اکبر است. حتا مثل ناطق، علیاکبر هم نیست؛ اکبر خالص است، از بیخ اکبر است. اکبر هرگز وارد مسایل کوچک نمیشود. اکبر اگر همراه است، با نظام همراه است و اگر مشکل دارد، با نظام است که مشکل دارد. احمدینژاد و خاتمی و موسوی و کروبی و رضایی و لاریجانی و قالیباف و حسن روحانی، همه از مرتبهای هستند که اکبر در مورد آنها صحبت هم نمیکند. مهرههایی هستند که یا خوب بازی میکنند یا خوب بازی نمیکنند. هرچند احمدینژاد خیلی شاخ است و از اول اصلا وارد بازیهای اکبر نشده است.
۲ – وقتی شما خیال میکنی در سطح بالاتری هستی، یعنی خیال میکنی اشکالهای سطح بالاتر را میبینی. هرچند در ظاهر به رهبری بیاحترامی نکنی. اینکه شورای نگهبان از فرصت 5 روزه استفاده نکرد (اشتباه کرد)، این که صداوسیما فضای بدی به وجود آورد (اشتباه کرد)، اینکه زندانیان نباید تا الان در زندان باقی میماندند (قوه قضاییه اشتباه کرد) و این که نیروهای نظامی و انتظامی باید با مردم همراه بشوند (اشتباه میکنند)؛ این یعنی نهادهای تحت نظر رهبری اشتباه کردهاند. این یعنی تقریبا همه نهادهای تحت نظری اشتباه کردهاند. این یعنی ایشان (همان اکبر) اشکال نظام و تقصیر اصلی اتفاقات اخیر را در رهبری نظام میداند. اینگونه است که این آقا واقعا وضع را بحرانی میبیند.
۳ – این که من با کسانی در مجلس خبرگان دیدار و مشورت کردهام و این که من با کسانی در مجمع تشخیص، صلاح و مصلحت کردهام، یعنی مشکلات سطح رهبری نظام را مورد توجه قرار دادهام و برای حل این سطح از مشکلات برنامه دارم. این یعنی رهبری برنامه مناسبی برای رفع مشکل نداشته. باز تاکید میکنم؛ بحرانی دیدن وضع فوقالعاده امن و آرام فعلی، نشان از یک محاسبه عجیب و غریب و دسترسی به اطلاعات بسیار غلط و اثرگذاری بالای اطرافیانِ بسیار مغرض دارد.
۴ – اکبر تاکید کرد که به جناحها کار ندارد و روی سخنش با جناح خاصی نیست. علاوه بر این که همه ما میدانیم این یک دروغ بزرگ است، یک راست بزرگ را هم در دل خود دارد. یعنی نه اینکه روی سخنش با همه جناحهاست، بلکه روی سخنش با جایی بالاتر از جناحهاست. این یعنی از جایگاه رهبری و به مثابه رهبری حرف زدن. چه کسی را یا چه مقامی را در مملکت سراغ داریم که اینگونه سخن بگوید؟
۵ – اینها همه برای اکبر یک برد محسوب میشوند و من متاسفم که اغلب حزباللهیها در این اندیشه خوشحالند که اکبر خوب صحبت کرد. ما و آن حلقه بزرگ حزباللهیها، نفهمیدیم که ضرباتی اساسی خوردیم و چند خاکریز عقب رانده شدیم.
۶ – اکبر خیلی خوب صحبت کرد! خوش به حال طرفدارانش.
۷ - ...
"علوم تجربی و علوم انسانی در سطح متافیزیک با فلسفۀ الهی ارتباط پیدا می کنند، و این ارتباط هرگز نباید مغفول بماند، بلکه جهان بینی الهی باید بر کلیۀ دانش ها اشراف داشته باشد. غفلت از این امر موجب اکتفا به علوم تحصلی شده است.
علم تجربی (Sciecnce) یکی از اقسام مهم معرفت آدمی است که هدف آن شناخت آفرینش، انسان و جوامع انسانی است، ولی شناختی که به دست می دهد، فارغ از جهان بینی توحیدي نیست."
آیات فوق در بخش «مبانی نظری، ارزشها و رویکردها» از سند غیرقابل استناد نقشه جامع علمی کشور وارد شده است. این آیات بیانگر تحولی بس شگرف در سازوکار هدفگذاری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.
ما که به این آیات معتقدیم، هرگز تخیل هم نمیکردیم که به این زودیها این اندیشه، چنین فراگیر شود. آیات فوق قابلیت حیرتآوری به نقشه جامع علمی کشور میبخشند که هرچند در بلند مدت خود را به خوبی نشان میدهند، اما در کوتاه مدت نیز آثار معجزهآسایی را بارز خواهند نمود؛ انشاءالله.4 – ما مطمین هستیم که آنها در محاسبه اشتباه میکنند. هر که مستضعف نباشد، لاجرم مستکبر است و از اینروست که هر چه افتخار در تاریخ هست؛ همه به نام مستضعفان است. مستکبران زرپرستند و کتاب مقدس زرپرستان پر است از آموزههای دهشتبار. ما که جرات خواندنش را هم نداریم.
یکی از آنها که اتفاقی با ما دوست شده، از نزول دویست میلیونیاش برای حل مشکل ما خبر داد؛ دیگری جامه سبز بر تن زنهامان کرد تا آزاد شوند از استضعاف. دیگری حقالسهم نفت ما را از اعماق زمین بیرون میکشد و آن یکی در عوض چند میلیون، مدارک دانشگاهی مورد نیاز مستضعفان جهت خروج از استضعاف را فراهم میکند. بازار شلوغیست؛ حوصله میخواهد دیدن همه حجرههایش...
5 – گفتیم که هرچه افتخار در تاریخ هست به نام مستضعفان است. بسیج مستضعفین هم نشان سازمانی این تاریخ بلند است. نمیدانم بسیجیها را چگونه مدل کردهاند؟ آیا بسیجی جوان بیکاری است که هیچ روشی را برای خروج از استضعاف نیافته؟ آیا بسیجی مانع کوچکی در برابر اعمال خشونتهای لذتبخش است؟ آیا بسیجی عضو فعال یک مزرعه است که در مراحل مختلف داستان میتوان با تردستی از تعصب و غیرتش شیر انبوه دوشید؟ آیا بسیجی موجود خستهای است که از بس خودش نمیداند چه کند، هرچه امر فرمانده را تابع است؟
6 – فرمانده کیست؟ در کتاب مقدس زرپرستان رمزهای فراوانی هست؛ ولی همهاش برای فرار از جهل ایشان نسبت به فرمانده. فرمانده را نمیدانم چگونه نتوانستهاند مدل کنند. وقتی اشاره به سمتی میشود، جریان مستضعف آن سمت را تصرف میکند و این حقیقت تاریخی، تمامی آیاتِ «سروما» را به چالش کشیده است. مفسران سروما هرگز نتوانستهاند بفهمند که این همه قدرت از مستضعفان ناشی میشود یا از فرمانده آنها؟ از بسیج شدن مستضعفان است یا از فرمانبری آنها؟ از چیست و از کیست؟ هنوز نفهمیدهاند. «اراده ما فوق همه ارادههاست. نخستین اراده ما سردرگمی قومی است که بر دو عالم برتری داده شده است. شما به آسانی از راهی که در آن هستید خارج خواهید شد، اگر به طنابی که برایتان فرو فرستادیم، دمادم چنگ نزنید». (براخیز، فصل سوم، آیه هفتم)
7 – دنیا، دنیای تیرگیهاست. و این تعریف بیش از آنکه در یک تابلو قابل تصویر باشد، در یک برگه خطدار قابل تبدیل شدن به یک معادله است. دنیای تیرگیها در آن سوی معادله، کمرنگ شده و رو به روشنی میگذارد. این همان مبنایی است که خشونتپردازان زرپرست، قدرت محاسبهاش را ندارند و از این روست که نمیفهمند چرا مستضعفان به سمتی که مورد عنایت فرمانده است؛ ایمان دارند. آیه مربوط به این واقعه را اکنون به یاد ندارم!
«آنها را بکشید و اگر نشد، بخرید و تبدیل کنید. ما اراده کردیم که شما را از همه برتر قرار دهیم. این مسیری است که اگر در آن افتادید، به دشواری از آن خارج خواهید شد». (سروما*، اشکوب چهارم، آیه سیزدهم)
*سروما: کتاب مقدس زرپرستان
1 – آنها میخواهند ما را بکشند. یکی از صدور اعظم آنها در یک کنگره خصوصی گفته است: «با این تز که: «نمیشود همه مخالفان را کشت» مخالفم. به نظر من هر کسی که آنچه را ما میپرستیم، نمیپرستد؛ مستحق ادامه زندگی نیست». کسانی این داعیه را خوب فهمیدند، که به دست جلادانِ ایشان، طعم تلخ مرگ را چشیدند.
2 – به دشواری میتوان حدس زد که چرا تا کنون زنده نگهمان داشتهاند. نمیدانم چه مدلِ جامعهشناسانهای را توسعه دادهاند؟ آیا ما بَردهایم؟ یا در اصول بردهداری نوین هضم شدهایم؟ آیا ما حیوانهای اهلیِ بهدردبخوری هستیم که هنوز موعد سربریدنمان فرا نرسیده؟ آیا ما حیوانهای اهلیِ بهدردبخوری هستیم که دیگر موعد سربریدنمان فرا رسیده؟
3 – ما نخستین قربانیان خشونت نیستیم. گواههای زیادی هست که آنها از خشونت لذت میبردهاند. شاید روی دیگر سکههای زر، خشونت است! بعید نیست. در کتاب مقدس مستضعفان گواهی داده شده است که: «هرکدام سر بلند کنید، آنها سرتان را خواهند برید. ولی ما دوست می داریم که شما سر بلند کنید». (براخیز**، فصل سوم، آیه هشتم)
**براخیز: کتاب مقدس مستضعفان
ما محکوم به تحمل خشونتِ خشونتمداران هستیم. نمیدانم چه مدل اقتصادی را توسعه دادهاند؛ آیا امکان حفظ قدرتِ انباشت شده از سرمایه، ارتباط مستقیم با خشونتِ به کارگرفته شده دارد؟ آیا توازن نظام اقتصادی در فضایی خشونتبار حاصل میآید؟ آیا با کاهش یارانهها، باید میزان خشونت دولتی را نیز کاهش داد؟ اگر سیستم کوپنی را حاکم کردیم، حق اعمال هر خشونتی را داریم؟ اگر قابلیتِ فرضِ جرأت در مردم پیدا شد که آنها و سیستم کوپنیشان را نخواستند، این مردم نالایق، لایق همهگونه اعمال خشونت نیستند؟