«آنها را بکشید و اگر نشد، بخرید و تبدیل کنید. ما اراده کردیم که شما را از همه برتر قرار دهیم. این مسیری است که اگر در آن افتادید، به دشواری از آن خارج خواهید شد». (سروما*، اشکوب چهارم، آیه سیزدهم)
*سروما: کتاب مقدس زرپرستان
1 – آنها میخواهند ما را بکشند. یکی از صدور اعظم آنها در یک کنگره خصوصی گفته است: «با این تز که: «نمیشود همه مخالفان را کشت» مخالفم. به نظر من هر کسی که آنچه را ما میپرستیم، نمیپرستد؛ مستحق ادامه زندگی نیست». کسانی این داعیه را خوب فهمیدند، که به دست جلادانِ ایشان، طعم تلخ مرگ را چشیدند.
2 – به دشواری میتوان حدس زد که چرا تا کنون زنده نگهمان داشتهاند. نمیدانم چه مدلِ جامعهشناسانهای را توسعه دادهاند؟ آیا ما بَردهایم؟ یا در اصول بردهداری نوین هضم شدهایم؟ آیا ما حیوانهای اهلیِ بهدردبخوری هستیم که هنوز موعد سربریدنمان فرا نرسیده؟ آیا ما حیوانهای اهلیِ بهدردبخوری هستیم که دیگر موعد سربریدنمان فرا رسیده؟
3 – ما نخستین قربانیان خشونت نیستیم. گواههای زیادی هست که آنها از خشونت لذت میبردهاند. شاید روی دیگر سکههای زر، خشونت است! بعید نیست. در کتاب مقدس مستضعفان گواهی داده شده است که: «هرکدام سر بلند کنید، آنها سرتان را خواهند برید. ولی ما دوست می داریم که شما سر بلند کنید». (براخیز**، فصل سوم، آیه هشتم)
**براخیز: کتاب مقدس مستضعفان
ما محکوم به تحمل خشونتِ خشونتمداران هستیم. نمیدانم چه مدل اقتصادی را توسعه دادهاند؛ آیا امکان حفظ قدرتِ انباشت شده از سرمایه، ارتباط مستقیم با خشونتِ به کارگرفته شده دارد؟ آیا توازن نظام اقتصادی در فضایی خشونتبار حاصل میآید؟ آیا با کاهش یارانهها، باید میزان خشونت دولتی را نیز کاهش داد؟ اگر سیستم کوپنی را حاکم کردیم، حق اعمال هر خشونتی را داریم؟ اگر قابلیتِ فرضِ جرأت در مردم پیدا شد که آنها و سیستم کوپنیشان را نخواستند، این مردم نالایق، لایق همهگونه اعمال خشونت نیستند؟