4 – ما مطمین هستیم که آنها در محاسبه اشتباه میکنند. هر که مستضعف نباشد، لاجرم مستکبر است و از اینروست که هر چه افتخار در تاریخ هست؛ همه به نام مستضعفان است. مستکبران زرپرستند و کتاب مقدس زرپرستان پر است از آموزههای دهشتبار. ما که جرات خواندنش را هم نداریم.
یکی از آنها که اتفاقی با ما دوست شده، از نزول دویست میلیونیاش برای حل مشکل ما خبر داد؛ دیگری جامه سبز بر تن زنهامان کرد تا آزاد شوند از استضعاف. دیگری حقالسهم نفت ما را از اعماق زمین بیرون میکشد و آن یکی در عوض چند میلیون، مدارک دانشگاهی مورد نیاز مستضعفان جهت خروج از استضعاف را فراهم میکند. بازار شلوغیست؛ حوصله میخواهد دیدن همه حجرههایش...
5 – گفتیم که هرچه افتخار در تاریخ هست به نام مستضعفان است. بسیج مستضعفین هم نشان سازمانی این تاریخ بلند است. نمیدانم بسیجیها را چگونه مدل کردهاند؟ آیا بسیجی جوان بیکاری است که هیچ روشی را برای خروج از استضعاف نیافته؟ آیا بسیجی مانع کوچکی در برابر اعمال خشونتهای لذتبخش است؟ آیا بسیجی عضو فعال یک مزرعه است که در مراحل مختلف داستان میتوان با تردستی از تعصب و غیرتش شیر انبوه دوشید؟ آیا بسیجی موجود خستهای است که از بس خودش نمیداند چه کند، هرچه امر فرمانده را تابع است؟
6 – فرمانده کیست؟ در کتاب مقدس زرپرستان رمزهای فراوانی هست؛ ولی همهاش برای فرار از جهل ایشان نسبت به فرمانده. فرمانده را نمیدانم چگونه نتوانستهاند مدل کنند. وقتی اشاره به سمتی میشود، جریان مستضعف آن سمت را تصرف میکند و این حقیقت تاریخی، تمامی آیاتِ «سروما» را به چالش کشیده است. مفسران سروما هرگز نتوانستهاند بفهمند که این همه قدرت از مستضعفان ناشی میشود یا از فرمانده آنها؟ از بسیج شدن مستضعفان است یا از فرمانبری آنها؟ از چیست و از کیست؟ هنوز نفهمیدهاند. «اراده ما فوق همه ارادههاست. نخستین اراده ما سردرگمی قومی است که بر دو عالم برتری داده شده است. شما به آسانی از راهی که در آن هستید خارج خواهید شد، اگر به طنابی که برایتان فرو فرستادیم، دمادم چنگ نزنید». (براخیز، فصل سوم، آیه هفتم)
7 – دنیا، دنیای تیرگیهاست. و این تعریف بیش از آنکه در یک تابلو قابل تصویر باشد، در یک برگه خطدار قابل تبدیل شدن به یک معادله است. دنیای تیرگیها در آن سوی معادله، کمرنگ شده و رو به روشنی میگذارد. این همان مبنایی است که خشونتپردازان زرپرست، قدرت محاسبهاش را ندارند و از این روست که نمیفهمند چرا مستضعفان به سمتی که مورد عنایت فرمانده است؛ ایمان دارند. آیه مربوط به این واقعه را اکنون به یاد ندارم!
